تبلیغات
☆ •●♥ یه جای دنج ♥●•☆
 
درباره وبلاگ


*******************


میدانی رفیق . . .


نه زیبایم . . . نه مهربان . . .

فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . .

فقط برای خودم هستم . . . خوده خودم . . .


صبورم و سنگین . . .


سرگردان . . .


مغرور . . .


قانع . . .


با یک پیچیدگی ساده . . . و مقداری بی حوصلگی زیاد . . .


برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را . . .


هیچ ندارم . . .راهت را بگیر و برو . . .

حوالی ما توقف ممنوع است . . .

***********************


  ♥      ☆  *  ★   * ♥  ★

*      *   ★  
   ★  ♡  *
   ★           ☆ 
  ♡      ★  *  
★   *   ☆
★  *  ★   *   ☆  ★  

♥   *   ★  ★  ★  *
♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  *  
★   * ♥  ★
*      *   ★     ★

مدیر وبلاگ : MahDiyeh
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تعبیر خواب آنلاین

 
ساعت فلش مذهبی حدیث موضوعی

وبسایت رسمی دکتر بهزاد نوحی مرنی

تولیدی کمربند زنانه

☆ •●♥ یه جای دنج ♥●•☆
برای تازه شدن دیر نیست




نگاهش به سبزه عید که افتاد رفت توی فکر ... لحظاتی گذشت ... وقتی سرشو بالا آورد و فهمید که دارم با تعجب نگاه می کنم، لبخند تلخی زد. گفتم: " گیله مرد " ! توی سبزه ها چی دیدی که رفتی تو فکر ؟! کمی سکوت کرد و گفت : به این دونه های سبز شده نگاه کن ... چند روز آب و غذا و نور خورشید خوردند و رشد کردند ... گفتم : خب ! گفت : سیصد شصت و پنج روز از خدا عمر گرفتیم و آب و غذا و فلک در اختیارمون بود ؛ می ترسم رشد که نکرده باشم هیچ؛ افت هم کرده باشم ! دونه ای که نخواد رشد کنه ؛ هر چقدر آب و آفتاب بهش بدی فقط بیشتر می گنده...

گیله مرد - بزرگ علوی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 5 فروردین 1396 :: نویسنده : MahDiyeh
نظرات ()

گندم های هفت سین به گندم های آسیاب گفتند : قصه ما گرچه نان نداشت اما پایان سبز داشت؛ پایان سالتان سبز باد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 اسفند 1395 :: نویسنده : MahDiyeh
نظرات ()
خیلی وقت بود وبلاگمو یادم رفته بود
یادش بخیر چه دورانی داشتم اینجا ، .. الان بعد یک و خرده ای _ دو سال
دوباره یادش افتادم
حتی فکرشم نمیکردم رمز و آیدیم هم تو خاطرم مونده باشه اما ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 اسفند 1395 :: نویسنده : MahDiyeh
نظرات ()




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 آبان 1394 :: نویسنده : MahDiyeh
نظرات ()


خداوند بهترین چیز ها را به کسانی میبخشد که 

انتخاب ها را به او واگذار

 میکنند 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 شهریور 1394 :: نویسنده : MahDiyeh
نظرات ()
بابا دلت پاک باش. دل پاک باشد ، کافی است ؟؟؟!!!

آن کسی که تو را خلق کرده است،

اگر فقط دلِ پاک کافی بود، فقط می‌گفت:

«آمنوا» اینکه کنار «آمنوا» گفته:

«آمَنُوا وَ عَمِلُوالصَّالِحات»،

یعنی هم دلت پاک باشد،هم کارَت درست باشد 

اگر تخم کدو را بشکنی و مغزش را بکاری سبز نمیشود 

پوستش را هم بکاری سبز نمیشود 

مغز و پوست باید با هم باشند 

هم دل ، هم عمل !!!!





نوع مطلب :
برچسب ها : دل، عمل، باطن، ظاهر،
لینک های مرتبط :


شنبه 14 شهریور 1394 :: نویسنده : MahDiyeh
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

ای احمدیان به نام احمد صلوات
هر دم به هزار ساعت از دم صلوات
از نور محمدی دلم مسرورست
پیوسته بگو تو بر محمد صلوات

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم






    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :


    چهارشنبه 1 بهمن 1393 :: نویسنده : MahDiyeh
    نظرات ()
    بسم الله الرحمن الرحیم
    قصه ای از امیرالمومنین علیه السلام

    قصه ای زیبا و تاثیرگذار.

    سه برادر نزد امام علی علیه السلام آمدند وگفتندمیخواهیم این مرد را که پدرمان را کشته قصاص کنی.

    امام علی (ع) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟




    ادامه مطلب


    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :


    دوشنبه 29 دی 1393 :: نویسنده : MahDiyeh
    نظرات ()

    مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت آن زن کره ها را به

    صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج

    خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها

    را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از

    تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است. مرد

    فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن

    یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .

    یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مىگیریم!





    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :


    دوشنبه 29 دی 1393 :: نویسنده : MahDiyeh
    نظرات ()

    از زبان حاج آقا قرائتی


    اگر لامپی در یکـــ خیابانی بزنند،افرادی آمدند این لامپ را شکستند 

    لامپ دوم را زدند،لامپ دوم را هم شکستند 

    لامپ سوم را زدند،لامپ سوم را هم بشکنند 

    اگر یازده لامپ بزنند و مردم نااهل بشکنند حکم عاقلی دیگر می گوید: "لامپ

    دوازدهمین را وصل نکـن ایـن ها هنوز آدم نشده‌اند،لیاقت ندارند بگذار در تاریکی باشند. " 

    یازده امام آمد و یازده چراغ هدایت را شهید کردند چراغ دوازدهمیـن را دیگر خداوند وصل نكرد ... 

    مے گوید:هر وقت آمادگی اش را دارید، شما هنوز متمدن نشده‌اید ایـن دلیل غیبت ...





    نوع مطلب :
    برچسب ها : دلیل غیبت،
    لینک های مرتبط :


    دوشنبه 29 دی 1393 :: نویسنده : MahDiyeh
    نظرات ()


    ( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...